اجتماعی
اخیرا بسیاری از ما کلمات و عبارات جدیدی به دایره لغات ارتباطی خود اضافه کردهایم. برای مثال برخی به ما میگویند که روابط باید "معاملهای و سودمحور" باشد. یعنی باید آنها را به مثابه مبادلهی کالاها و خدمات با ارزش در نظر گرفت. این چشمانداز عموما در مورد روابط تجاری اعمال میشود، یعنی جایی که مردم معمولاً کالاها را با قیمتهای توافقی خرید و فروش میکنند.
اما این تفکر میتواند به اشکال دیگر در روابط انسانی نیز نفوذ کند. شاید کارفرما از شما بخواهد که دقیقاً آنچه را که در هفته گذشته انجام دادهاید، مستند کنید تا شایستگی حقوق و مزایای قراردادی خود را داشته باشید. شاید آنها تصمیم بگیرند که با مجموعهای جدید از وظایف و طرح پرداخت، موقعیت فعلی شما باید "بازنگری" شود. یا اینکه باید به خاطر کسی که جوانتر و سالمتر است و موفقیت بیشتری در شرکت دارد کنار گذاشته شوید. همانطور که گفته میشود، این روند کسب و کار تجاری است. اما در جوامع مصرفی امروزی، دلیلی برای محدود کردن این دیدگاه به مسائل اقتصادی وجود ندارد و این تفکر به دوستیها یا سایر عضویتهای گروهی هم سرایت میکند. ما مداوما از خود میپرسیم که از رابطه با همکار یا دوستمان چه چیزی به دست میآوریم؟ روابط سیاسی را هم اضافه کنید. متفکران معاملهگر تشخیص میدهند که برخی از متحدان قدیمی و حزبی دیگر آنقدرها برایشان سود ندارند.
بسیاری از ما هر روز تصمیماتی از این دست میگیریم، شاید تصمیم بگیریم تایرها را از یک فروشگاه اقساطی بخریم تا به صورت نقد از فروشگاه دیگری، یا برای یک طرح بیمه بهتر، شرکت بیمهگر خود را تعویض کنیم. جامعه رقابتی و بازارگرا ما را تشویق میکند تا مدیران زیرک زندگی خود باشیم. نباید تعجب کرد که بیشتر رشتههای علوم اجتماعی نسخهای از نظریه مبادله را در خود دارند و به وسیلهی آن تلاش میکنند رفتار مردم را توضیح دهند، بیشتر این نظریات معتقد هستند که مردم به طور پیش فرض برای ادامهی زندگی، روابط و هستی خود نظریهی "سود و زیان" را پیادهسازی میکنند. آنها عموما تأکید میکنند که مردم در زندگی روزمره مداوما محاسبات هزینه/ سود را انجام میدهند تا تصمیم بگیرند که آیا میخواهند با شخص دیگری در ارتباط باشند و آیا میخواهند این روابط را ادامه دهند یا خیر. اما تنها پول در این نظریات مورد توجه نیست. قدرت، موقعیت، دانش و حتی رضایتهای جسمانی در میان انتخابهای روزانهی مردم نقش وسیعی ایفا میکنند. محققان در بحث درباره این نظریه، گاهی اوقات از مثال « دوستیابی » در محوطه دانشگاه استفاده میکنند. مطالعهای که مدتها پیش توسط ویلارد والر، پروفسور ایالت پن، انجام شد، نشان داد که بیشتر دانشجویانی که او مورد بررسی قرار داد، با علایق نسبتاً خودخواهانه هدایت میشدند. آنها برای انتخاب بین گزینههای ارتباطی، هیجان، عشق، مادیات یا حداقل رضایت از یک "زمان خوب" را میخواستند. به طور عمیقتر، آنها به ارتقای موقعیت علاقهمند بودند و ارتباط با کسانی که جایگاهشان را ارتقا میداد و آنها را به محافل اجتماعی منتقل میکرد که در آن ملاقات با افراد دارای موقعیت بالا ممکن بود، را به ارتباط با سایرین ترجیح میدادند. همانطور که دانشجویان توضیح دادند، "هزینههای" مختلفی برای قرار ملاقات وجود دارد، نه فقط هزینه مالی، بلکه زمان صرف شده برای آمادهسازی و سپس قرار گرفتن در تاریخ معین. قرار گذاشتن با دوستان به این معنی است که فرد از انجام فعالیتهای لذتبخش یا مفید دیگری باز میماند. این بدان معناست که فرد فرصتی را برای بودن با کسی که ممکن است دوستش داشته باشد از دست میدهد. علاوه بر این، این وقتگذرانی ممکن است بد باشد و در واقع یک شب آخر هفته را خراب کند با این حال، بیشتر آنها احساس میکردند که این فعالیتها ارزشش را دارد. ممکن است زمان خوبی را بگذرانند، ممکن است یک رابطه امیدوارکننده ایجاد شود یا ممکن است افراد دیگری در این مراسم ملاقات شوند. بهعلاوه، بودن با دوستان احتمالا شخص را به عنوان یک فرد دوستداشتنی نشان میدهد که میتواند در چنین محافلی جای خود را حفظ کند.
همانطور که والر خاطرنشان کرد، دانشآموزان و دانشجویان معمولاً این نوع قرار ملاقاتهای گاهبهگاه را مرحلهای از زندگی اجتماعی خود میدانستند. بیشتر آنها میخواستند به سمت روابط پایدارتر و متعهدتر حرکت کنند. والر خاطر نشان میکند که تمام این قضایا در روابط عاشقانه هم صادق است و ویژگیهایی مانند پول، زیبایی، هوش، پول، داشتن ماشین و مایملک، شهرت خانوادگی و غیره، عناصر محاسباتی هستند که امکان انتخاب و دیده شدن فرد را افزایش میدهد و اگر طبق نظریه مبادله پیش برویم، باید بگوییم که این ویژگیها فرد را قابل فروش میسازد!
چنین معاملاتی جنبههای بسیار تاریکی دارد. وقتی کسی سودی برای ما ندارد، موقعیت ما را ارتقا نمیدهد یا عناصر محاسباتی دلانگیزی از خود نشان نمیدهد، خیلی راحت بر مبنای منطق سودی، تصمیم میگیریم که این رابطه «ارزشش را ندارد». در دنیای مدرن ما، این دیدگاه نه تنها در مورد روابط عاشقانه، بلکه در مورد ازدواج، شغل، مسکن، دوستی، وفاداری سیاسی و حتی وابستگی های مذهبی نیز صدق میکند. چه به سمت روابط جدید و محرکتر برویم یا نه، این دیدگاه در زندگی مشکلاتی دارد. برای مثال، این مبادلات اغلب نامتعادل هستند. ما دوست داریم فکر کنیم که معاملههایی که انجام میدهیم توافقاتی بین افراد برابر یا حداقل بین «بزرگسالان موافق» است. اما به ندرت دو فرد در موقعیت مساوی قرار میگیرند. به طور معمول، یکی با کارتهای بهتری از جمله پول، موقعیت، قدرت و دانش، نسبت به دیگری در جایگاه بازنده قرار میگیرد. افراد کم مزیت شرایط ارائه شده را ناچارا میپذیرند، زیرا گزینه بهتری ندارند. از طرفی مبادلات ممکن است اجباری یا فریبکارانه باشد. گاهی اوقات، با یک شرایط موافقت میکنیم زیرا میدانیم که طرف مقابل ما اشکال ناگفته دیگری از نفوذ دارد. مانند یک ملت ضعیف که شرایط واردات/صادرات را از یک کشور قوی میپذیرد، ما میدانیم که طرفی که با آن سر و کار داریم، اگر بخواهد میتواند ما را به طور موثر نابود کند. معاملهگران معمولاً عواقب احتمالی را برای افراد دیگر نادیده میگیرند. ما فکر میکنیم مبادلات فقط شامل خود مذاکرهکنندگان میشود. با این حال، انتخابهایی که انجام میدهیم بر طیف وسیعی از اطرافیان تأثیر میگذارد. در بسیاری از موارد، آن افراد آسیبدیده و آسیبپذیر با بیرحمی تمام نادیده گرفته میشوند و به وجود و زندگی آنها اهمیتی داده نمیشود. خودخواهی روز افزون در این دیدگاه بازاری اعتماد را تضعیف میکند. وقتی مردم این جمله را اعلام می کنند که "چه چیزی برای من مفید است؟" نگرش و میزان تعهدات خود را در قبال دیگران روشن میکنند. آنها نقش خود را تنها تا زمانی حفظ خواهند کرد که مزایای آن را ببینند و البته چشمان خود را به چشماندازهای دیگر باز نگه خواهند داشت و گزینههای دیگر را دائما بررسی میکنند. این روحیه خودخواهانه تعهد به مقررات، اخلاق و حتی قوانین را نیز مشکل ساز می کند.
در نهایت روابط جزء مهمی از زندگی ما است. خطر بزرگ رویکرد معاملاتی این است که اهمیت گروهها و نهادهای کلیدی را نادیده میگیرد. به خانوادهها، مدارس، جوامع، دولتها، مشاغل و اتحادیهها فکر کنید که برای نحوه سازماندهی و نگهداری جامعه ضروری هستند.
دیدگاه معاملهگر این موارد را به عنوان ترتیبات موقتی میبیند که باید توسط مذاکرهکنندگان اصلاح شود. به همین ترتیب تاریخچه این نهادها به عنوان سنگرهای حمایتی و به عنوان منابع ارزش و رهنمودهایی برای زندگی اجتماعی نادیده گرفته میشود. در عوض، دیدگاه معاملهگر فقط «معاملات» جدید را میبیند، درخشانتر و امیدوارکنندهتر از آنچه قبلاً بوده است.
آگاهی بر رشد دیدگاه بازاری و معاملاتی در زندگی روزمره بسیار مهم است. باید به یاد داشته باشیم که زندگی عرصهی معاملات اقتصادی نیست و ارزش انسانی و اجتماعی ما با مقیاسهای مادی نباید سنجیده شود، تجدید نظر در این دیدگاه و کمرنگ نمودن نقش نظریه معاملهای در زندگی میتواند ارزش انسانی هستی ما را افزایش دهد.
جدیدترین اخبار
زمان دادگاه بیبیسی در پرونده شکایت ترامپ تعیین شد
تبریک وزرای خارجه اندونزی و قرقیزستان به عراقچی
انتقال ۴۵۰۰ داعشی از زندانهای سوریه به عراق
شکسته شدن یک رکورد ملی شنای ایران
اکسیوس: عملکرد بایدن از ترامپ بهتر بود
مصر نیروهای نظامی خود را به سومالی اعزام کرد
تصویب قطعنامه ضدایرانی در پارلمان اروپا
پزشکیان: شرمندهایم که چنین حوادث ناگواری رخ داده است
برپایی نمایشگاه روستا آباد در بندرعباس
برگزاری مسابقات بازیهای بومی محلی در میناب
نوبانی:وقتی آبادانی صرفِ وعده نیست؛ شورا و شهرداری با عمل و خدمت در میدان حضور دارند
تشکر رهبر معظم انقلاب از ملت ایران؛ دشمنان را مأیوس کردید
اورژانس هوایی جان یک بیمار را در بستک هرمزگان نجات داد
مطالبه جدی مردم در یکی از محورهای حادثهخیز هرمزگان
آغاز نامنویسی داوطلبان شورای اسلامی روستاها از فردا جمعه ۲۴ بهمن