سیاسی
وقتی به تحولات اخیر منطقه و از همه مهمتر به کشور سوریه به عنوان نزدیکترین دگرگونی صورت گرفته با وجود سازمان اطلاعات نیروهوایی ارتش این کشور نگاه می کنیم، این سوال اصلی در ذهن متبادر میشود که در انقلابها و دگرگونیها سرنوشت سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی، افسران ارشد، کارکنان و منابع آنان پس از تغییر رژیم چه خواهد شد؟ آیا آنان همگی دستگیر و پای میز محاکمه خواهند نشست و ساختار سازمان آنان بطور کامل نابود خواهد شد یا اینکه شانسی برای گریز از نیروهای انقلابی و قانون دارند و یا چه خودخواسته و چه از سر اجبار با رژیم بعدی همکاری خواهند کرد.
نویسنده:سید محمودکمال آرا
شاید سوالی قبلتر از تمام این موارد به این ترتیب باشد که این سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی که روزی، چشم و گوش رژیم های سرنگون شده بودهاند، چطور از جرقههای انقلابات بی خبر مانده اند؟ با این مقدمه به یکی از مهمترین سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی یک سدهی اخیر که در انقلاب مردمی دفن شد و خرده آثاری از آن باقی ماند خواهیم پرداخت.
ساواکِ پهلوی دوم را بارها تاریخ نویسان و تاریخ گویان روایت کرده اند. اینکه چرا زاییده شد، چگونه خفقان کرد و چطور در پس طوفان انقلاب 57 ایران دفن شد. همان سازمان ترسناکی که با الگوهای آمریکایی و اسرائیلی و آموزشهای مستمر، نقش چشم و گوش پهلوی دوم را از آغاز تا سقوط بازی میکرد. همان ابزار امنیتی رژیم پهلوی که با دادههای شبکه منابع آشکار و پنهان خود و یا از طریق اقدامات فنی، سعی بر کنترل امنیتی و خفقان جامعه می کرد. همانی که بارها از اقدامات عملیاتی و اطلاعاتی و فنی در بخشها و دپارتمان های هشت گانه مخوفش، خواندهایم و شنیده ایم و دیده ایم. اما همان نهادِ امن ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه که در برابر کمونیسم مقاومت می کرد و سعی داشت حوزه نفوذ کا.گ.ب را در این منطقه کاهش دهد، شمشیر دو لبهای بود که در آخر، دستان خود را قطع کرد. شاید با این یک پاراگراف کلیدی به این مقاله بهتر بتوان ورود کرد؛ شاه و ساواکش زمانی در مسیر شکست (از منظر امنیتی و اطلاعاتی) قرار گرفتند که به جای اینکه مشتری مصرف کننده CIA و موساد(شبکه یهودی جمع آوری اطلاعات داخل ایران) باشند و از دستورات و حمایت های آنان اطاعت کنند، در فکر خودمختاری در سیاست داخلی، سیاست خارجی و به تبع آن ماموریت های سرکوب درون مرزی و جاسوسی برون مرزی حرکت کردند. روابط ایران و آمریکا و در موازات آن همکاری دو سرویس اطلاعاتی یعنی ساواک و CIA که با هدف تامین منافع و امنیت طرفین برقرار بود بر کسی پوشیده نیست، اما ظرفیت آنان با دیگری برابری نداشت. بعبارت بهتر این دو سرویس اطلاعاتی از نظر ساختار، قدرت و بودجه همطراز یکدیگر نبودند و از این رو ساواکِ شاه نیاز داشت تا کماکان از حمایت های CIA بهره مند شود. این حمایت ها ابعاد مختلفی داشت که شاید یکی از مهم ترین آن ها، هدایت شبکه اطلاعاتی درون لایه های اجتماعی ایران، رصد و بررسی تیم انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و در نهایت برداشت اطلاعاتی و قرار گرفتن نتایج مستخرج آن در حکومت پهلوی دوم بود. تاریخ به یاد دارد که ساواک طی سال های 1344 تا 1356 دستاوردهای بزرگی در گروه های مخالف رژیم حتی در مناطق روستایی بدست آورده بود و تا حد زیادی شبکه های آنان را شناسایی، دستگیر و بعضا نابود کرده بود. شاید درست باشد که خفقان و ترسی که ساواکِ شاه ایجاد کرده بود، مقاومت زیرزمینی انقلابیون را گسترده و سازماندهی کرد اما بسیاری از اقدامات انقلابیون نظیر؛ امام خمینی و یارانش بصورت آشکار در خارج از کشور انجام می شد. این اقدامات چه در فرانسه و چه در آمریکا بصورت علنی از طریق سخنرانی ها و نشست های سیاسی صورت می گرفت. بنابراین خواسته ی استقلال ساواک و شاه (از منظر اطلاعاتی و امنیتی) به مرور موجبات قطع پیوند ارباب سفارش دهنده و مشتری مصرف کننده را کلید زد و شرکای اطلاعاتی ساواک در این دوکشور، چشمانِ عملیاتی و مقابله گرایانه ی خود را بر روی این اقدامات آشکار انقلابیون بسته نگاه داشتند. پس ساواکِ مغضوب CIA که با اقدامات امنیت داخلی خود، سرکوب لايههاي اجتماعی را تا روزهای منتهی به انقلاب دنبال می کرد نتوانست منجی پهلوي شود.
ساواکِ مخوفِ رژیم به داد پهلوی دوم نرسید و منجی او نشد و نهایتا پدرِ ساواک در روز 26 دی ماه مجبور میشود ایران را ترک کند. چند روزی نمیگذرد که تیم انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا به روایت وقایع تاریخی سال 57 و خاطره گویی چهره های سرشناس آن، از فقدان واحد اطلاعاتی مجرب در دولت موقت به آگاهی کامل می رسد. سران این تیم سعی دارند بمنظور جلوگیری از نفوذ و از هم پاشیدن شبکه های جاسوسی بلوک غرب و شرق به اداره ضدجاسوسی و اطلاعات خارجی ساواک فرصت بازگشت از مواضع رژیم گذشته و همکاری با انقلابیون دهند. برخی مدیران ارشد ساواک از جمله رئیس ضدجاسوسی و رئیس اطلاعات خارجی برای سازماندهی واحد اطلاعاتی انقلابیون با نمایندگان دولت موقت رایزنی کرده و به توافق رسیده و مقدمات بازگشت اعضای فراری و منابع ساواک در دپارتمان های اطلاعات خارجی، فنی و ضدجاسوسی را فراهم می آورند. ذکر این نکته ضروری است که افسران و کادری که در سرکوب و شکنجه مردم (اداره سوم) دخیل بوده اند در این بین جایی ندارند. تیمسار ستاد منوچهر هاشمی رئیس ضدجاسوسی ساواک و یکی از رایزنان اصلی در خصوص همکاری نیروهای ساواک با واحد اطلاعاتی انقلابیون در کتابی با عنوان ((داوری)) آورده است تقریبا ۹۰ درصد کارمندان اداره ضدجاسوسی به کار بازگشتند و حتی پس از استعفای دولت موقت کار خود را ادامه دادند.
کارمندان ساواک در سالهای بعد، تحت نام شرکتیها و گاهی در مراکزی مستقل، به کار اطلاعاتی در نهادهای امنیتی ایران ادامه دادند.
اولین این نهادهای اطلاعاتی ساواما بود که شاید این اسم کمتر به گوشتان خورده باشد و داده های کمی از آن داشته باشید. ساواما مجموعه ای از همان پرسنل ادارات ضدجاسوسی، جمعآوری اطلاعات خارجی و فنی ساواک بود که توسط یکی از امیران با سابقه ارتش وقت در قالب یک شرکت پوششی در ساختمانی حوالی میدان ونک با بکارگیری افسرانی که دشمنی با انقلاب نداشتند آغاز بکار کرد. این افسران و منابع که ابتدا از استخدام رسمی در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی منع شده و یا بازنشسته شدند، در قالبی دیگر تحت عنوان تعیینتکلیفیها به خدمت انقلابیون درآمدند. همان هایی که اگر چشم بسته آنها را به سفارت آمریکا میرساندید، شما را به دفتر CIA در سفارت میبردند، ماموران این سازمان در سفارتخانه را به شما معرفی می کردند و در نهایت بخاطر همکاری و دوستی پیش آمده، شما را به یک لیوان قهوه در دفتر جاسوسی سفارت مهمان میکردند. باید خاطرنشان کرد با این همه، نیمی از کارکنان ساواک در داخل کشور ناشناس ماندند و یا به خارج گریختند.
در اینجا باید گفت که بنظر می رسد سرکوبهای بی رحمانه ساواک که تحت فرمان محمدرضا پهلوی عمل می کرد، شکاف میان شاه و ملت را عمیق تر کرده بود و همین امر سبب رشد گروه های مختلف ضد رژیم در بین لایه های اجتماعی شده بود که حتی ریشه های فکری یکسانی هم نداشتند. این نیروها که متشکل از روحانیون، مارکسیست ها، بازاریان، کارگران(اصناف)، دانشجویان، نویسندگان و روشنفکران و ... بودند، یک ویژگی مهم داشتند که توانستند به شبکه ی منابع پنهان اطلاعاتی ساواک ضربه بزنند. آن ویژگی، تنوع فکری و ظاهری آنان بودکه در میان ملت جایگاهی را برای خود تصاحب کرده بودند.
بهعبارت بهتر هر شخصی که به شاه و سلطنتش ایمان نداشت، آنقدر تنوع فکری مخالف نظام حاکم را قابل دسترس می دید که به انتخاب خود سراغ یکی از این تفکرات رفته و با پیوستن به آن ها به مبارزه علیه رژیم شاه روی می آورد. اینجا بود که شبکه پنهان اطلاعاتی ساواک، تنها با یک نحله ی فکری در مبارزه نبود و تنها یک تیم و گروه و فرقه را تحت رصد اطلاعاتی قرار نمی داد و این گستردگی و وجود دشمن مشترک در بین انقلابیون، اتحاد بزرگی در برابر شبکه پنهان و جاسوسی ساواک ایجاد کرده بود.
این مهم، مزیتی دیگری هم داشت و این بود که منابع پنهان ساواک و افسران آن ها که مامور رصد دائم در بین توده های مردم بودند، کم کم آگاهی پیدا کردند که شاه در میان ملت جایگاه خود را از دست داده و سقوط وی نزدیک است و از این رو سعی بر این داشتند تا فاصله ی خود را با ساواک و نظام حاکم حفظ کنند. از طرفی توصیه آمریکا و CIA مبنی بر کاهش اختیارات ساواک و کنترل آن سبب شد تا گروه های مخالف سلطنت و انقلابیون گام های بیشتری برای سرنگونی رژیم بردارند. هر چند اسنادی آشکار شده است که آمریکا در ادوار مختلف بدنبال تقویت ساواک و شاه بوده اما اینجاست که باید گفت ارباب سفارش دهنده و تولید کننده ی نهاد اطلاعاتی و امنیتی، مشتری مصرف کننده ی خود را کم کم شروع به بلعیدن کرده است. در همان فاصله، انقلابیون که از نحله های مختلف فکری بودند، به سوي یک هدف واحد برای سرنگونی دشمنی مشترک دست بکار شدند که در اینجا باید به نقش امام(ره) و وحدت آفرینی ایشان در میان گروه های مبارز اشاره کرد. از این رو آخرین مامور رسمی CIA در ایران در خصوص شاه و ابزار سرکوبش می افزاید مجموعه حکومت و ساواک بدون توجه به هشدارها و انتقاداتي از اين نوع که کم هم نبود کماکان هدفي جز ارتقاء نظام استبدادي حاکم بر کشور نداشت، تا جايي که طي سال هاي پاياني مقام شاه فقط اندکي از خدا فاصله يافت و در مثلث ((خدا، شاه، ميهن))جاي گرفت و تعليمات اسلامي در مدارس کمرنگ شد و در عوض، تبليغات گستردهاي در باب ضرورت وطنپرستي و عشق به شاه همهجا را فراگرفت.
عکس محمدرضا در هر گوشهاي به چشم ميخورد و او را در حالتي نشان ميداد که گويي خداوندگار در مقابل بندگان خود مشغول اظهار تفقد است. در اين جريان ساواک همانند اداره پنجم کا.گ.ب شوروی که موظف بود استالین را شخصیتی خداگونه در بین جماهیر خلق نشان دهد، نقش عمدهاي به عنوان گرداننده اصلي ماشين تبليغاتي رژيم ایفا می کرد و سعی داشت شاه را به صورت يک موجود فوقبشر جلوه دهد. تا جايي که در پوسترهاي مربوط به شعار خدا، شاه، ميهن، لغت شاه را بزرگتر و بالاتر از خدا می نوشتند. بعبارت بهتر ساواک در مواقعی بجای اینکه به ماموریت های اصلی خود بپردازد، گاهی از تحرکات انقلابي مردم غافل می ماند و در نهایت با بحران بزرگتری مواجه می شد.
اگر به هر دلیلی ساواک قدرت تحلیل اجتماعی و اطلاعاتی از اتفاقات ماه های آخر به انقلاب را نداشت، می توانستند رصد تحولات داخلی ایران را بوسیله شبکه جاسوسی غربی و یهودی انجام دهند و گزارش آن را چه به ساواک و چه به دربار پهلوی منعکس کنند، تا از سقوط متحد اصلی خود در منطقه جلوگیری
کنند.
اما مرور تاریخ و گزارههای فوق نشان داد، عواملی در دربار و خانواده سلطنتی و همچنین در بین افسران ارشد و معتمدین شاه، ساواک را به یک چشم کور و گوش کر تبدیل کردند و در نهایت آن را از چشم شاه انداختند و این سازمان را برای همیشه منحل کردند و در نهایت انقلابیون به رهبری امام(ره) و وحدت آفرینی ایشان در بین آحاد ملت بساط ظلم و جنایات را برای همیشه برچیدند.
جدیدترین اخبار
شکست سنگین حسن یزدانی از آمریکا در فینال تورنمنت کرواسی
عظیمی، نماینده کشتی ایران به مدال طلای تورنمنت کرواسی رسید/ حریف آمریکایی حاضر به مبارزه نشد
رونالدو از فهرست دیدار با الاتحاد خط خورد
رانش زمین در روستای «سلوبلم» موجب تلف شدن ۱۵۰ رأس دام سبک شد
حکم رئیسجمهور برای دبیر شورای دفاع جدید نیست
کشتی رنکینگ زاگرب؛ فرنگیکاران کشورمان حریفان خود را شناختند
دریابان شمخانی دبیر شورای دفاع شد
غرقشدگی دو دانشآموز در استخر کشاورزی روستای چاقغربال میناب
قیمت هرکیلو خرمای مضافتی ۳۱۰ هزارتومان شد
رژه سیارهای آسمان، زمین را در پایان فوریه روشن خواهد کرد
نرخ ارز در مرکز مبادله امروز ۱۶ بهمن؛ حواله دلار ۱۳۵ هزار تومان شد
مبادله ریلی ایران و ترکیه سال گذشته به ۸۰۰ هزار تن رسید
استقلال ۳ - ۲ شمس آذر/ داکنز نازون ناجی آبی پوشان شد
اندونزی حریف ایران در فینال شد
ورود سامانه بارشی جدید از جمعه شب؛ بارش باران و وزش باد در هرمزگان و جنوب کشور