20

بهمن

1404


اجتماعی

20 شهریور 1403 08:47 0 کامنت
در یکی از کهنه فروش‌ها نسخه‌ای از کلیات سعدی پیدا کردیم و در آن ترجیع‌بندی دیدیم که در نسخه‌های دیگر وجود ندارد. جهت آگاهی محققان و نسخه پردازان به چاپ آن مبادرت می‌ورزیم:
روزی پسر شکرچیان گفت/
هر چیز گران و عمر ما مفت
رفتم پی درس و کسب دانش
در کار خودم نداشتم اُفت
اندر پی کار، پاره کردم
دمپایی و کفش و گیوه شش جفت
جاروی گزینش ادارات
مانند غبار، بنده را رُفت
گر خانه و زندگی ندارم
در کنج پیاده رو توان خفت
از این سخنانِ تندِ بودار
آقای شکرچیان برآشفت
اما پسرش بدون اغراق
با درد دلی که کرد، دُر سُفت
افسوس که سود ما زیان است
حق با پسر شکرچیان است
«بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم»
یا این که به این و آن بچسبم
رنگ و صفت سریش گیرم
یا این که به یک اداره شغلی
با عشوه و با قمیش گیرم
ای کاش ولی مدیر بودم
تا جانب قوم و خویش گیرم
در آخر صف که ایستادم
گفتند که رفته فیش گیرم
سیما و صدا نداشت چیزی
در زیر ملافه دیش گیرم
حق گفته جوان و حرف حق را
این بنده چرا به ریش گیرم
افسوس که سود ما زیان است
حق با پسر شکرچیان است
«ع. شکرچیان»
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

شناسایی منشا انتشار بوی گاز در غرب بندرعباس دشوار است