16

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

31 خرداد 1403 08:38 0 کامنت
داشت بابایی دو دختر در جهان
هر دو با هم باوفا و مهربان
هر دو تا بودند در اوج شباب
طی نموده دوره‌ی درس و کتاب
آمد از بهر یکی‌شان خواستگار
خواستگاری سرشناس و پولدار
مادر آمد پیش دخترها به شُور
تا یکی شان را دهد شوهر، چطور؟!
هر یکی گفت: ای گرامی مادرم
جان من بادا فدای خواهرم
از تو من هرگز نخواهم شوهری
خواهرم را دِه تو شوهر خواهری!
«قلقلکچی»

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

عراقچی: مذاکرات روز جمعه در مسقط برگزار می شود