16

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

20 اسفند 1402 08:36 0 کامنت
دیدم شب چارشنبه سوری
یک پیر، ز کوچه ای گذر کرد
یک بچه ی بی نزاکت آمد
پشت سر او ترقه در کرد
با کار خودش میان کوچه
آن پیرِ خمیده را دَمر کرد
ای بچه بیا برون از آن پشت
انبار مکن ترقه در مشت!
«ناراحت»
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

کالابرگ دهک‌های اول تا سوم شارژ شد