16

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

05 دی 1402 08:36 0 کامنت
شوهری بود اسم او، جعفر
رند و عیاّش و لات و تن پرور
همه شب بود غرق عیّاشی
یا پی سیر و گشت و قلاّشی
گفت روزی رفیق مجلس او
همدل و یارِ غار و مونس او:
چه کنی نیمه شب تو با همسر؟
شب نمی ترسی از زنت جعفر؟
با تو جنگ و مرافعه نکند؟
غُر و لُند و منازعه نکند؟
با تو در نیمه شب نمی جنگد؟
صبح پایت چو من نمی لنگد؟
گفت جعفر به خنده با احمد:
زن من هم چو تو نمی فهمد
نشود تا عیال، دلواپس
وارد خانه می شوم، پَس پَس
وندر آن لحظه گر شود بیدار
به خیالش که می روم سرِ کار!
«خسرو شاهانی»

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

عراقچی: مذاکرات روز جمعه در مسقط برگزار می شود