08

مرداد

1405

فرهنگی و هنری

30 تیر 1405 08:36 0 بازدید 0 کامنت

هلر که خود در جنگ شرکت داشت، تصویری به کلی متفاوت از حماسه‌‌های جنگی رایج ارائه کرد جنگی که در آن دشمن اصلی، آلمان‌ها نیستند، بلکه بوروکراسی نظامی، مقررات خود تکرار شونده و سران ماجراجویی هستند که جان سربازان را نردبانی برای ارتقای خود می‌بینند. نقطه‌ قوت اصلی این رمان در شیوه‌‌ای است که هلر برای روایت انتخاب کرده ساختاری غیرخطی و حلقوی که خواننده را در دنیایی از تکرار و پوچی غوطه‌‌ور می‌کند. شخصیت‌‌ها نه براساس پیشرفت داستان، بلکه از طریق انباشت موقعیت‌های طنزآمیز و تراژیک معرفی می‌شوند. این شیوه روایت، خودش بازتابی از همان بی‌معنایی‌ست که رمان به آن می‌‌پردازد جهانی که در آن علت و معلول از هم گسسته و منطق، وسیله‌ای برای توجیه غیرمنطقی‌ترین تصمیم‌ها شده است.

قانون پوچ

هسته‌ی مرکزی این رمان، «تبصره ۲۲» معروف است قانونی که هرگز نوشته نشده اما بر همه‌چیز سایه انداخته. این تبصره می‌گوید خلبانی که برای فرار از ماموریت‌های خطرناک درخواست معافیت روانی کند، در واقع نشان داده که به اندازه ‌کافی عاقل است تا خطر را بشناسد و بنابراین صلاحیت پرواز دارد. به عبارت دیگر تنها کسی می‌تواند از پرواز معاف شود که نخواهد معاف شود. این پارادوکس خود تخریب‌گر، چیزی فراتر از یک شوخی در باب مقررات نظامی است. هلر با این ایده نشان می‌دهد که نظام‌‌های بوروکراتیک چگونه با استفاده از زبان و منطق، انسان را در دامی گرفتار می‌‌کنند که هیچ راه گریزی از آن نیست. سرهنگ کتکارت مدام تعداد ماموریت‌‌های مورد نیاز را افزایش می‌دهد تا خودش را به مافوق‌‌ها اثبات کند و این چرخه‌‌ی بی‌پایان، نمونه‌ای عینی از این قانون پوچ است.

طنز سیاه در برابر مرگ

هلر از طنزی استفاده می‌کند که در عین خنده‌داری، عمیقا ناراحت‌‌کننده است. لحظات کمدی رمان، اغلب درست در کنار تلخ‌‌ترین واقعه‌ها رخ می‌دهند. شخصیت‌ها در شرایطی می‌خندند که باید فریاد بزنند و این واکنش وارونه، بیانگر نوعی دفاع روانی در برابر وحشت روزمره‌ی مرگ است. نويسنده با خلق موقعیت‌هایی که در آن‌ها خنده و گریه مرز خود را گم می ‌کنند، نشان می ‌دهد که در دنیای پوچ جنگ، واکنش های عادی انسانی کارایی خود را از دست داده‌اند. خلبانی که با بی‌تفاوتی تمام، هواپیمایش را به کوه می‌کوبد، یا پزشکی که نام خود را در لیست پرواز ماموران می‌نویسد در حالی که هیچ‌ گاه سوار هواپیما نمی‌‌شود، نمونه‌هایی از این کمدی سیاه مرگبار هستند. این طنز، در عین سرگرم‌‌کنندگی، خواننده را با پوچی عمیق وجودی شخصیت‌ها مواجه می‌کند.

سرمایه‌داری در جنگ

شخصیت مایلو میندر بیندر، یکی از ماندگارترین ساخته‌های هلر است. او که مسئول تغذیه‌ی یگان است، یک شبکه‌ی تجاری عظیم در دل جنگ ایجاد می‌کند. مایلو با توجیه عقلانی منافع اقتصادی، قراردادهای جنگی را با دشمن امضا می‌کند و حتی هواپیمای یگان خودش را بمباران می‌کند تا قیمت پنبه در بازار را بالا ببرد. هلر با این شخصیت نشان می‌دهد که چگونه نظام سرمایه‌داری بی‌قید و شرط، اخلاقیات را به سخره می‌گیرد. شعار مایلو که «آنچه برای منافع پولی خوب است، برای کشور خوب است»، بیانگر تبدیل ارزش‌های والا به ابزاری برای توجیه منفعت‌طلبی است. این نقد همچنان در دنیای امروز که منافع شرکت‌های بزرگ اغلب بر منافع جمعی ترجیح داده می‌شود، تازگی خود را حفظ کرده است.

زبان در هم شکسته

یکی از ظریف‌ترین لایه‌های رمان، نگاه هلر به زبان است. در جهانی که ژنرال‌ها با جملات خوش‌ساخت اما پوچ دستور می‌دهند و تبلیغات، کشتن را به یک وظیفه‌ی مقدس تبدیل می‌کند، زبان دیگر وسیله‌ای برای ارتباط نیست بلکه ابزاری برای فریب و گمراه‌‌سازی است. در صحنه‌ای به یادماندنی، یوساریان در نقش سانسورچی نامه‌‌های سربازان، تمام کلمات را خط می‌زند و فقط حروف ربط را باقی می‌گذارد. او معتقد است که این کار، پیامی جهانی‌تر از آنچه سربازان نوشته‌اند، منتقل می‌کند. این کنشِ پوچ، نشان می‌دهد که چگونه در نظام‌های مدرن، کلمات تهی از معنا شده‌اند و دیگر نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد زبان به ابزاری برای پنهان‌‌سازی حقیقت بدل شده است.

فرار یا ماندن؛ معمای اخلاقی

شخصیت اصلی رمان، یوساریان، برخلاف قهرمانان سنتی، به دنبال افتخار یا پیروزی نیست. او صرفا می‌خواهد زنده بماند و از کشتن دیگران دست بکشد. این خواسته‌ی انسانی ساده، در نظامی که بر پایه‌ی فداکاری و جنگ بنا شده، به یک اقدام خیانت‌آمیز تعبیر می‌شود. یوساریان در تقابل با افرادی مانند کلوینجر قرار می‌گیرد که به آرمان‌‌های جنگ اعتقاد دارند. اما پرسش‌های یوساریان «مگر فرق می‌کند که آن‌ها به من شلیک می‌کنند یا به همه؟» نشان می ‌دهد که چطور ارزش‌های انتزاعی مانند میهن‌‌پرستی، در برابر تجربه‌ی عینی مرگ و وحشت، رنگ می‌بازند. تصمیمِ نهایی او برای فرار در پایان رمان، نه یک شکست بلکه پیروزی اخلاق انسانی بر نظامی بی‌روح است.

جهان مردانه و سکوت زنان

با وجود تمام ژرفای فلسفی، «تبصره ۲۲» از نگاه امروزی، نقص‌های جدی در بازنمایی زنان دارد. زنان در این رمان عمدتا نقشی حاشیه‌ای دارند یا به‌عنوان روسپی در صحنه‌‌های رم ظاهر می‌‌شوند، یا به ‌عنوان همسرانی که پس از مرگ ساختگی همسرانشان، به دنبال منافع مالی هستند. هلر از نگاه شخصیت‌های مرد، زن را می‌نگرد، و این نگاه اغلب به شی‌انگاری صرف ختم می‌شود. پرستاری که دمای بیماران را می‌گیرد، هرگز از دید راوی به عنوان انسانی با احساسات و افکار مستقل دیده نمی‌شود. با این حال، برخی منتقدان معتقدند که در پایان رمان، خشم « نیلی» که در تعقیب یوساریان است، بیانگر سرکوب تاریخی زنان در این جهان مردانه است.

میراث یک رمان ماندگار

تبصره ۲۲ از معدود رمان‌هایی است که توانست یک عبارت را وارد فرهنگ محاوره‌ای جهانی کند. امروزه هر موقعیتی که در آن فردی با قوانین متناقض گرفتار شود، یک «تبصره ۲۲» نامیده می‌شود. این موفقیت فراتر از ادبیات، نشان می‌دهد که هلر چقدر در تشخیص یک ویژگی بنیادین زندگی مدرن موفق بوده است. تاثیر این کتاب بر فیلم‌ها و سریال‌های بعدی، از مَش تا اینک آخرالزمان و همچنین آثار ادبی ضدجنگ نسل‌های بعد، غیرقابل‌انکار است. «تبصره ۲۲» نه فقط یک داستان درباره‌ی جنگ، که آیینه‌ای است در برابر نظام‌های قدرت تمام اعصار؛ نظام‌هایی که با منطق ظاهرا معقول، انسان ‌ها را به دام می‌اندازند و در عین حال، از آن‌ها می‌خواهند که لبخند بزنند.

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

تعویق تمامی امتحانات نهایی استان‌های جنوبی تا پایان شرایط ویژه