مرداد
1405
سیاسی
با تشدید دوباره تنشها و تداوم حملات آمریکا به جنوب ایران، ابعاد و اهداف این اقدامات بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است. در گفتوگو با مهرداد صحرائی؛ دکترای ژئوپلتیک دانشگاه تهران، تلاش کردهایم اهداف واشنگتن از ادامه فشارها، ارزیابی وضعیت کنونی جنگ و سناریوهای محتمل پیشرو را از منظر راهبردی بررسی کنیم.
با توجه به از سرگیری تنشها و ادامه حملات آمریکا به جنوب ایران هدف اصلی ایالات متحده از ادامه این حملات چیست؟ بازدارندگی، تضعیف توان نظامی ایران،تحمیل شرایط مذاکره یا اهدافی فراتر؟
به نظر میرسد هدف اصلی ایالات متحده در مقطع کنونی، تداوم راهبرد فشار بر ایران در چارچوب سیاست «تغییر رفتار» باشد همان راهبردی که در دوره دونالد ترامپ نیز محور سیاست واشنگتن بود و همچنان در اشکال مختلف دنبال میشود. در این چارچوب، هدف صرفاً وارد کردن خسارت نظامی نیست، بلکه افزایش هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای ایران بهمنظور تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی تهران و ایجاد تغییر در رفتار منطقهای و ژئواستراتژیک ایران است. با این حال، در داخل ساختار تصمیمگیری آمریکا یک نگاه واحد وجود ندارد و میتوان نشانههایی از اختلاف دیدگاه درباره نحوه مواجهه با ایران مشاهده کرد. یک جریان بر افزایش فشار حداکثری، تضعیف توانمندیهای راهبردی ایران و استفاده از اهرم نظامی برای وادار کردن تهران به پذیرش شرایط جدید تأکید دارد؛ در حالی که جریان دیگری معتقد است هدف نهایی باید دستیابی به یک توافق سیاسی باشد، زیرا تلاش برای تغییر حکومت ایران میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای مانند خلأ قدرت، بیثباتی داخلی و گسترش ناامنی در منطقه ایجاد کند. برخی تحلیلگران، دیدگاههایی مانند مواضع جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، را در چارچوب همین نگرانیها ارزیابی میکنند یعنی این دیدگاه که هزینههای ورود به یک پروژه گسترده برای تغییر نظام سیاسی در ایران ممکن است از منافع آن بیشتر باشد و در نهایت واشنگتن را به سمت توافقی محدودتر و مبتنی بر مهار و مدیریت بحران سوق دهد.
در سطح دوم، فشار بر ظرفیتهای اقتصادی و ژئواکونومیک ایران نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. هرگونه اختلال در زیرساختهای انرژی، بنادر، خطوط مواصلاتی یا مراکز لجستیکی میتواند علاوه بر آثار اقتصادی، توان پشتیبانی و قدرت مانور دولت را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، فشار اقتصادی و نظامی مکمل یکدیگر هستند و بخشی از یک راهبرد جامع محسوب میشوند.
از منظر میدانی نیز استقرار برخی تجهیزات تخصصی، از جمله سامانهها و جنگندههای مرتبط با مأموریتهای سرکوب پدافند هوایی و همچنین افزایش تحرکات دریایی، نشان میدهد که آمریکا تلاش دارد دامنه گزینههای عملیاتی خود را حفظ کند و هم زمان فشار روانی و بازدارندگی را افزایش دهد. با این حال، درباره محل یا هدف دقیق هرگونه عملیات احتمالی نمیتوان با قطعیت اظهارنظر کرد. احتمالا در صورت گسترش درگیری، محور جنوبشرق ایران، از محدوده چابهار تا تنگه هرمز، از جمله سناریوهایی است که میتواند مورد توجه قرار گیرد. این ارزیابی از یک سو به ویژگیهای جغرافیایی کم ارتفاع و قابلیت دفاعی ضعیفتر این منطقه و از سوی دیگر به ملاحظات عملیاتی و دسترسی دریایی آن بازمیگردد. همچنین برخی تحلیلگران معتقدند که وجود ناامنیها و فعالیت گروههای مسلح در بخشهایی از این منطقه میتواند بر محاسبات طرفهای درگیر اثرگذار باشد، هرچند درباره میزان و نحوه تأثیر آن نمیتوان با قطعیت اظهارنظر کرد. از سوی دیگر، با توجه به شرایط اقلیمی و گرمای شدید هوا در این فصل، این احتمال نیز وجود دارد که هرگونه اقدام نظامی گسترده، در صورت برنامهریزی، به زمان مناسبتری حداقل چند هفته از نظر شرایط محیطی موکول شود. با این حال، زمان، محل و ابعاد هرگونه عملیات احتمالی به مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و میدانی بستگی دارد.
در مجموع، اگر روند تنشها ادامه یابد، هدف واشنگتن احتمالاً ترکیبی از حفظ فشار مستمر، محدود کردن توان اقتصادی و نظامی ایران و ایجاد اهرمهای مؤثر برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات و تحمیل شرایط مطلوب خود خواهد بود. اینکه این فشارها در نهایت به تشدید درگیری، بازدارندگی متقابل یا بازگشت به مسیر دیپلماسی منجر شود، بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی و تحولات میدانی در هر دو طرف بستگی دارد.
آیا تحولات میدان جنگ نشاندهنده دستیابی یکی از طرفین به اهداف اولیه خود است یا جنگ وارد مرحله فرسایشی شده است؟ وضعیت کنونی این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر میرسد در شرایط کنونی، سناریوی جنگ فرسایشی از سایر گزینهها محتملتر باشد. ویژگی اصلی جنگ فرسایشی آن است که هیچیک از طرفین قادر نیستند با یک یا چند عملیات محدود به سرعت به اهداف راهبردی خود دست یابند(دو بار امریکا و رژیم صهیونیستی امتحان کردند)، در نتیجه، جنگ به سمت افزایش تدریجی هزینههای نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی برای هر دو طرف حرکت میکند.
استمرار حملات و تداوم درگیریها نیز نشان میدهد که تاکنون هیچیک از طرفین به یک پیروزی قاطع یا تحقق کامل اهداف اولیه خود دست نیافتهاند.اگر این روند ادامه پیدا کند، در برخی ابعاد میتوان شباهتهایی با سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، بهویژه مقطع سال ۱۳۶۷، مشاهده کرد. در آن زمان که فشارهای همزمان نظامی، اقتصادی و روانی بر تصمیمگیریهای راهبردی اثر قابل توجهی گذاشت. البته شرایط امروز از نظر محیط منطقهای، فناوریهای نظامی، نقش بازیگران فرامنطقهای و ابزارهای جنگ اطلاعاتی تفاوتهای مهمی با آن مقطع تاریخی دارد و نباید این دو دوره را کاملاً مشابه تلقی کرد.
در صورت تداوم حملات به زیرساختهای نظامی، مراکز دولتی، شبکههای ارتباطی، تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی، هزینههای جنگ برای ایران افزایش خواهد یافت و مدیریت شرایط دشوارتر میشود. در مقابل، پاسخهای متقابل ایران، از جمله حمله به پایگاههای آمریکا یا برخی زیرساختهای شرکای منطقهای واشنگتن، هرچند میتواند هزینههایی برای طرف مقابل ایجاد کند، اما لزوماً به معنای تغییر بنیادین موازنه بازدارندگی یا پایان جنگ نخواهد بود. زیرا بازدارندگی صرفاً تابع قدرت نظامی نیست و به عوامل سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و میزان حمایت متحدان نیز وابسته است. از سوی دیگر، آرایش بازیگران منطقهای نیز در محاسبات راهبردی اهمیت دارد. روابط امنیتی و دفاعی میان برخی کشورهای منطقه و ایالات متحده و همچنین ملاحظات بازیگرانی مانند پاکستان، عربستان و ترکیه، میتواند بر دامنه گزینههای پیش روی ایران تأثیر بگذارد. با این حال، مواضع این کشورها تابع تحولات میدانی و تصمیمات سیاسی روز است و نمیتوان از هماکنون درباره نحوه رفتار نهایی آنها با قطعیت اظهارنظر کرد. خلاصه اینکه ارزیابی بر این است که اگر تغییری اساسی در معادلات سیاسی یا نظامی رخ ندهد، جنگ بیش از آنکه به سمت یک پیروزی سریع حرکت کند، در مسیر یک جنگ فرسایشی با افزایش تدریجی هزینهها برای همه طرفها قرار خواهد گرفت. جنگی که نتیجه آن بیش از هر چیز به توان هر طرف در حفظ منابع، انسجام داخلی، تابآوری اقتصادی و مدیریت ائتلافهای منطقهای و بینالمللی وابسته خواهد بود. به ویژه اینکه در سوی مقابل، چین بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک اقتصادی راهبردی و روسیه بهعنوان تأمینکنندهی فناوریهای پیشرفته نظامی و اطلاعاتی، نقش تعیینکنندهای در تغییر محاسبات هزینه-فایده برای ایران ایفا میکنند. هرگونه تشدید تنش، ممکن است با واکنش این دو قدرت در عرصههای انرژی و اوراسیا مواجه شود که میتواند معادلهی نظامی آمریکا را در منطقه پیچیدهتر کند. هرچند با افزایش قیمت انرژی، روسیه به ادامه تنش کنترل شده بی میل نیست.
محتملترین سناریوی ادامه جنگ در هفتهها و ماههای آینده چیست؟ جنگ فرسایشی، آتشبس موقت یا توافقی سیاسی؟
تجربه تاریخی جنگ تحمیلی نشان میدهد چیزی که جنگ را به پایان نزدیک میکند فشار شدید و تهدید وجودی برای طرفین است.
به نظر میرسد، در هفتهها و ماههای آینده، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، سناریوی محتمل میتواند ورود جنگ به مرحلهای پیچیدهتر و پرهزینهتر برای ایران باشد. یکی از نگرانیهای اصلی، گسترش شدت دامنه حملات از اهداف محدود نظامی به زیرساختهایی از جمله شبکههای ارتباطی، تأسیسات انرژی، مسیرهای لجستیکی و پلها و محورهای مواصلاتی است که نقش حیاتی در تداوم اداره کشور دارند.
از منظر نظامی نیز، در صورت تغییر رویکرد طرف مقابل، احتمال تمرکز بیشتر بر مراکز مرتبط با توان موشکی، سامانههای پدافندی و تأسیسات نظامی در جنوب کشور و سپس گسترش دامنه عملیات به مناطق دیگر، یکی از سناریوهایی است که در تحلیلهای مختلف مطرح میشود. همچنین احتمال هماهنگی یا عملیات همزمان میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، در صورت شکلگیری تصمیم مشترک راهبردی، میتواند پیچیدگیهای میدان را افزایش دهد؛ هرچند میزان
هماهنگی و شکل چنین اقداماتی به تصمیمات سیاسی و شرایط میدانی بستگی خواهد داشت.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای ایران فقط مقابله با حملات نظامی نیست، بلکه حفظ انسجام داخلی، مدیریت فشار اقتصادی و جلوگیری از فرسایش توان بازدارندگی خواهد بود.
تجربه تاریخی نشان میدهد زمانی که فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی همزمان افزایش پیدا میکنند، تصمیمگیری برای ادامه یا تغییر مسیر جنگ دشوارتر میشود. در مقابل، طرف مقابل نیز با چالشهای مهمی مواجه است؛ زیرا گسترش جنگ میتواند هزینههای منطقهای و بینالمللی قابل توجهی ایجاد کند و خطر خارج شدن بحران از کنترل را افزایش دهد. به همین دلیل، در کنار سناریوی تشدید درگیری، مسیرهای دیپلماتیک و نقش میانجیهایی مانند قطر و پاکستان همچنان میتواند بر روند تحولات اثرگذار باشد.
اما سناریوی کمرنگتر «مدیریت تشدید» است. یعنی آمریکا تلاش کند با چند ضربهی سنگین اما محدود (مثل هدف قرار دادن تأسیسات هستهای کوه کلنگ گزلا ) ایران را به میز مذاکره بکشاند، نه اینکه لزوماً درگیر جنگ فرسایشی بلندمدت شود. این سناریو، نیازمند یک «خروجی دیپلماتیک» از پیشطراحیشده است که نقش میانجیهایی مثل عمان و قطر را از حاشیه به متن میآورد.
روزنامه صبح ساحل
به این مطلب امتیاز دهید:
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
ثبت ملی «مُغ و مُشتا»؛ گامی برای معرفی فرهنگ نخلمحور میناب
برگزاری آزمون دستیاری پزشکی در هرمزگان
کبدی و والیبال ایران حریفان خود در بازیهای آسیایی را شناختند
به نظر میرسد ایران آماده توافق نیست!
خسارت ۲۲۰ میلیارد تومانی به انبارهای تعاون روستایی هرمزگان
پرداخت ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول کارت «امید مهر»
تصادف با شتر، جان ۴ نفر را در شرق هرمزگان گرفت
پایان کار نمایندگان ایران در تفنگ سه وضعیت بانوان
واترپلو ایران رقبای خود در ناگویا را شناخت
اخراج کارمندان بخش هوش مصنوعی عمومی آمازون
دستگیری سه شکارچی متخلف در بندرعباس
حمله دشمن آمریکایی به شناورهای امداد و نجات در هرمزگان
حریفان تیم فوتبال امید در بازی های آسیایی مشخص شدند
حریفان هندبال ایران در بازیهای آسیایی اعلام شدند
محورهای رایزنی میان لاوروف و روبیو
اخبار مرتبط
حمله دشمن آمریکایی به شناورهای امداد و نجات در هرمزگان
انسداد موقت؛ کنترل دائم
پدافند غیرعامل ضامن تابآوری
فوریت پیگیری مشکلات زیرساختی استانهای جنوبی
بانک اهداف نظامی‑فناوری ایران در ۴ کشور حاشیه خلیج فارس و منطقه