مرداد
1405
سیاسی
همزمان با تداوم تنشها در خلیجفارس و تنگه هرمز و در پی حملات اخیر آمریکا به برخی زیرساختهای واقع در جنوب، این پرسش مطرح میشود که آیا اهداف واشنگتن را باید به یک عملیات نظامی محدود تقلیل داد یا آنکه انتخاب نوع و موقعیت اهداف، حکایت از عملیات گستردهتری دارد.با تداوم تنشها در خلیجفارس و با توجه به حملات آمریکا به برخی زیرساختهای ارتباطی در جنوب، به نظر میرسد اهداف ایالات متحده را باید فراتر از یک عملیات محدود نظامی دانست. در جریان این حملات به جنوب کشور، پلها، فرودگاهها، مراکز دیدهبانی ساحلی، تأسیسات برق و پمپهای آبشیرینکن مورد هدف قرار گرفتهاند؛ اهدافی که علاوه بر کارکرد غیرنظامی، در زنجیره پشتیبانی، جابهجایی و تحرکات دریایی نیز اهمیت دارند. اما مساله مهم اینجاست که آمریکا از حمله به پلها و راههای ارتباطی جنوب کشور به دنبال چه چیزی است؟
جنوب ایران؛ حلقه اتصال امنیت، انرژی و تجارت
اهمیت ژئوپولتیکی و اقتصادی و برخورداری از جایگاه حساس جنوب کشور بر کسی پوشیده نیست. از اینرو پیوند این منطقه با بنادر، مسیرهای دریایی، شبکه انرژی و تجارت خارجی باعث میشود که هرگونه اختلال در راههای ارتباطی آن، فقط یک پیامد نظامی نداشته باشد، بلکه آثار اقتصادی و سیاسی گستردهتری نیز بر جای بگذارد. به همین دلیل، حمله به پلها و مسیرهای مواصلاتی را میتوان بخشی از یک راهبرد فشار چندلایه دانست؛ راهبردی که می تواند همزمان بر توان نظامی و ظرفیت اقتصادی اثر گذار باشد. با این حال، ابعاد این حملات را نباید صرفاً به حوزه نظامی و اقتصادی محدود کرد. واقعیت آن است که بخش مهمی از اهداف مورد حمله، در زمره زیرساختهای حیاتی و خدماتی قرار میگیرند که تداوم زندگی روزمره شهروندان و دسترسی آنان به نیازهای اساسی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. از این منظر، مسئله علاوه بر وجوه راهبردی، دارای ابعاد حقوقی و انسانی مهمی نیز است.
اهداف راهبردی در هدف قرار دادن زیرساختهای جنوب ایران
از منظر راهبردی یک فرضیه مهم در رابطه با هدف قرار دادن زیرساختها در جنوب کشور که میتوان به آن پرداخت این است که آمریکا در تلاش است تا از طریق قطع یا مختل کردن شبکه پشتیبانی نظامی و لجستیکی ایران، زمینه را برای پیگیری اهداف عملیاتی مشخصتر در مناطق حساس جنوبی فراهم کند. بر این اساس، اگر جزایری راهبردی مانند خارک در مرکز محاسبات قرار داشته باشند، حمله به پلها، فرودگاهها و مراکز دیدهبانی میتواند بخشی از یک تلاش پیشینی برای جلوگیری از ورود سریع نیروهای پشتیبانی، محدود کردن توان تقویت مواضع دفاعی و کاهش قدرت ایران در مدیریت صحنه نبرد باشد.
به بیان دیگر، در چنین سناریویی، تخریب مبادی ارتباطی صرفاً یک اقدام تاکتیکی نیست، بلکه مقدمهای برای شکلدهی به شرایط عملیاتی مطلوبتر برای طرف مهاجم است.
اهمیت ژئوپولیتیکی جنوب کشور و فرسایش توان دفاعی
از منظر ژئوپولیتیکی نیز این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا جنوب ایران فقط یک حوزه جغرافیایی عادی نیست، بلکه بهدلیل پیوند با بنادر، خطوط انتقال انرژی، راههای دریایی و جزایر راهبردی، بخشی از منظومه امنیت ملی و اقتصادی کشور بهشمار میرود. بنابراین هرگونه حمله به زیرساختهای ارتباطی این منطقه را میتوان تلاشی برای فرسایش همزمان توان نظامی، ظرفیت لجستیکی و انسجام دفاعی دانست. در نتیجه به نظر می رسد احتمالاً ایجاد اختلال در شبکه پشتیبانی و واکنش ایران و آمادهسازی میدان برای سناریوهای عملیاتی بعدی در نقاط حساس جنوب، از جمله جزایر دارای اهمیت راهبردی، هدف ایالات متحده در حمله به زیر ساختهای جنوب کشور باشد.
سناریوی خارک و آمادهسازی میدان برای درگیری گستردهتر
نکته دیگر این است که آیا این نوع حمله میتواند نشانه آغاز یک مرحله گستردهتر از درگیری باشد یا صرفا اقداماتی مقطعی از سوی آمریکا به حساب میآیند. با توجه به صحبتهای دونالد ترامپ در جریان جنگ چهل روزه و تمایل ایالات متحده به تصرف خارگ، به نظر میرسد این نوع حملات را نباید صرفاً اقدامات پراکنده یا مقطعی دانست، بلکه میتوان آنها را در چارچوب یک الگوی عملیاتی گستردهتر تحلیل کرد. لذا باید توجه داشت هنگامی که اهدافی مانند پلها، فرودگاهها، مراکز دیدهبانی و مسیرهای ارتباطی مورد حمله قرار میگیرند، به نظر می رسد که طرف مهاجم در پی تضعیف توان پشتیبانی، جابهجایی و واکنش سریع طرف مقابل است. این نوع حملات میتواند بخشی از مرحله آمادهسازی میدان باشد؛ یعنی پیش از هر اقدام بزرگتر، تلاش میشود شبکه ارتباطی و لجستیکی مختل شود تا امکان پشتیبانی نیروها کاهش پیدا کند. در این چارچوب به نظر می رسد که فشار بر زیرساختهای جنوب ایران میتواند با هدف محدود کردن توان واکنش در نقاط حساس و راهبردی، از جمله جزایر مهم، صورت گرفته باشد. بنابراین، اگر این روند ادامهدار و هدفمند باشد، میتوان آن را نشانهای از احتمال ورود به مرحلهای گستردهتر از درگیری دانست. در مجموع میتوان چنین ارزیابی کرد که، هدف قرار گرفتن مبادی ارتباطی و پشتیبانی معمولاً حامل پیامی فراتر از یک حمله محدود است.
پیامدهای چندلایه و سناریوهای پیشرو
در مجموع، حمله به زیرساختهای جنوب ایران را میتوان بخشی از راهبردی دانست که هدف آن صرفاً وارد کردن خسارت فیزیکی نیست، بلکه ایجاد اختلال در شبکه پشتیبانی، کاهش سرعت واکنش، افزایش فشار اقتصادی و ارسال پیام سیاسی-نظامی است. اگر این روند با تداوم، تنوع اهداف و تحرکات مکمل همراه شود، میتوان آن را نشانهای از تلاش برای آمادهسازی میدان جهت سناریوهای عملیاتی گستردهتر در مناطق حساس جنوبی دانست.
به این مطلب امتیاز دهید:
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
ثبت ملی «مُغ و مُشتا»؛ گامی برای معرفی فرهنگ نخلمحور میناب
برگزاری آزمون دستیاری پزشکی در هرمزگان
کبدی و والیبال ایران حریفان خود در بازیهای آسیایی را شناختند
به نظر میرسد ایران آماده توافق نیست!
خسارت ۲۲۰ میلیارد تومانی به انبارهای تعاون روستایی هرمزگان
پرداخت ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول کارت «امید مهر»
تصادف با شتر، جان ۴ نفر را در شرق هرمزگان گرفت
پایان کار نمایندگان ایران در تفنگ سه وضعیت بانوان
واترپلو ایران رقبای خود در ناگویا را شناخت
اخراج کارمندان بخش هوش مصنوعی عمومی آمازون
دستگیری سه شکارچی متخلف در بندرعباس
حمله دشمن آمریکایی به شناورهای امداد و نجات در هرمزگان
حریفان تیم فوتبال امید در بازی های آسیایی مشخص شدند
حریفان هندبال ایران در بازیهای آسیایی اعلام شدند
محورهای رایزنی میان لاوروف و روبیو
اخبار مرتبط
حمله دشمن آمریکایی به شناورهای امداد و نجات در هرمزگان
انسداد موقت؛ کنترل دائم
پدافند غیرعامل ضامن تابآوری
فوریت پیگیری مشکلات زیرساختی استانهای جنوبی
بانک اهداف نظامی‑فناوری ایران در ۴ کشور حاشیه خلیج فارس و منطقه